مروری بر شاخص های اجتماعی – فرهنگی استان یزد

در كشور ما مقوله‌ اطلاعات‌ و اطلاعات‌ آماري‌ معمولاً از مشكل‌ پراكندگي‌، عدم‌ انسجام‌، ناهماهنگي‌، بي‌توجهي‌ به‌ نياز كاربران‌ و ناديده‌ گرفتن‌ جنبه‌هاي‌ كاربردي‌ آن‌ رنج‌ مي‌برد. نبود چارچوب‌ آماري‌ مناسب‌، ناهماهنگي‌ در تعاريف‌ و مفاهيم‌ اقلام‌ اطلاعاتي‌، تكرار و دوباره‌كاري‌ در تهيه‌ و توليد آمار، بهنگام‌ نبودن‌ و قابل‌ ترديد بودن‌ آمار و عدم‌ دسترسي‌ سريع‌ و آسان‌ به‌ آمار و اطلاعات‌ موجود، از مهمترين‌ مسائل‌ قابل‌ اشاره‌ است‌. بر این اساس تصميم‌گيري‌ و برنامه‌ريزي‌ درست‌ و همه‌ جانبه‌ در كشور ما براساس آمار بسيار دشوار است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ تمامي‌ سازمانهاي‌ دولتي‌ به‌ نوعي‌ تهيه‌ و تدوين‌ آمارهاي‌ مورد نياز خود را در دستور كار دارند و هزینه­های هنگفتی صرف تولید آن می­کنند. حجم‌ آمارهايي‌ كه‌ امروزه‌ در سطح‌ سازمان­هاي‌ دولتي‌ جمع‌آوري‌ و نگهداري‌ مي‌شود، بسيار زياد و گاه‌ بيش‌ از حد مورد انتظار است‌. اما با اين وجود‌، بدلیل کمبود افراد متخصص و توانمند در تحلیل این داده­ها و بهره­بردای مناسب از این داده­ها‌، عموماً كارايي‌ چنداني‌ نداشته‌ و بر اين‌ اساس‌ نياز كشور به‌ نتایج تحلیل آماری بصورت صحيح‌ و بهنگام‌ مرتفع‌ نمي‌گردد و تولید انبوه آمارها در نهادهای دولتی بعنوان یک کار روزمره نمود یافته است؛ در عين‌ حال‌ نمي‌توان‌ به‌ پايين‌ بودن‌ فرهنگ‌ آماري‌ در كشور بويژه‌ در سطح‌ مديران‌ اشاره‌ نكرد.

از مباحث مهم و قابل بررسی در استان یزد، مباحث اجتماعی و فرهنگی بوده­است؛ بویژه در چندسال اخیر همواره مورد توجه کارشناسان و صاحبنظران و مسؤلین استان قرار گرفته و در بسیاری از موارد نیز تحلیل های متفاوتی از موضوعات مختلف اجتماعی مطرح گردیده که گاهاً با اختلاف نظراتی همراه بوده­است. بدون شک در بررسی مباحث اجتماعی و فرهنگی، شناخت، رصد، ارزیابی و همچنین استخراج راهکارهای متناسب جهت کنترل آسیب­ها و ارتقاء شاخص­های اجتماعی و فرهنگی، نیازمند تحقیقات و پژوهش­های دقیق و گسترده هستیم. اما نباید غافل شده، که تحقیقات ما باید چند سویه بوده و با شناخت کامل صورت گیرد. یکی از راه­هایی که می توان به این شناخت دست یافت بررسی شاخص­ها و اقلام آماری ثبتی و تحلیل دقیق آنها می­باشد، همانطور که در بالا نیز مطرح شد یکی از معضلاتی که با آن مواجه هستیم پراکندگی آمارها و غیر قابل اتکا بودن آن­هاست. اما مشکل اصلی­تر عدم رصد و بهره­گیری همین آمار موجود است، بخصوص در بحث حاضر آمارهای نسبتاً خوبی هرسال تولید و گردآوری می شود که می­توان با بهره­گیری از متخصصین علم آمار آن را تجزیه و تحلیل نمود و نتایج آن در اختیار صاحبنظران حوزه اجتماعی - فرهنگی و مسؤلین امر قرار گیرد تا تحقیقات، برنامه­ریزی ها، تصمیم سازی­ها و تصمیم گیری­ها مبتنی بر شناخت واقعی باشد.

در تحقیق حاضر تصمیم به بررسی برخی از شاخص­های اصلی که بطور مستقیم و غیر مستقیم با حوزه اجتماعی و فرهنگی استان یزد در ارتباط اند و رصد آن­ها می­تواند منجر به شناخت بهتر جهت برنامه­ریزی در این حوزه گردد؛ بوده­است، امید است این اقدام هرچند با کاستی­هایی همراه است، شروعی برای تغییر در نگرش مدیران استان در تمام بخش­ها، برای استفاده از تحلیل­های آماری باشد، تا آمار که پایه و اساس برنامه ریزی است با تلفیق با دیگر روش­های تحقیق و پژوهش منجر به توسعه و تعالی استان در تمام ابعاد گردد.